پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جاده ولايت - قلی پور منصوره
جاده ولايت
قلی پور منصوره
توريسم يا گردشگرى در اقتصاد امروز جهان، به عنوان يك صنعت درآمدزا قبول نقش كرده است. اگر كمترين جاذبه ها توانايى جذب بيشترين توريسم را داشته باشند، اين صنعت با بهره ورى روبرو است. معيارى كه بسيارى از كشورها به دنبال آن بوده و سياست هاى گردشگرى خود را بر آن بنا گذاشته اند. فرهنگ و تاريخ در اين مقوله بيشترين و مؤثرترين نقش را يافته و هر روز بيش تر از گذشته بر اهميت نقش معيارهاى فرهنگى در توريسم افزوده مى شود. به خصوص دين و فرهنگ و تاريخ مذهبى كشورها ظرفيت بسيار خوبى را در اين زمينه دارا هستند. از اين رو گردشگرى در كشورى مثل ايران كه با تكيه بر ارزش ها و فرهنگ دينى و اسلامى خود اداره مى شود، آزمونى مهم را در ايجاد و اداره اين نوع گردشگرى پيش رو دارد. احياى مسير ١٨٠٠ كيلومترى ورود حضرت رضا (ع) تا مرو، تمامى قابليت ها و توانايى هاى موجود در اين مسير را از نظر گردشگرى دينى مى تواند به اثبات برساند. اما اين راه همچون ديگر راه ها بدون چالش نخواهد بود." چالش هاى گردشگرى دينى چيست و راهكارهاى آن چه مىتواند باشد؟" پنج سال پيش بود كه پروژه احياى مسير ورود امام رضا (ع) به ايران تا مقصد ايشان (مرو) كليد خورد و در روزهاى گذشته همايش علمى - پژوهشى جاده ولايت، اين موضوع را به بحث و بررسى گذاشت.
***گردشگرى دين و فرايند جاذبه علمى- مدرس دانشگاه شهيد بهشتى تهران در سخنانى با عنوان "چالشها و راهكاهاى توريسم مذهبى" با بيان اين مطلب گفت: طرح احياء مسير تاريخى امام رضا(ع) بايد با منطق و با تمام ابزارهاى مربوط به گردشگرى همراه باشد. دكتر احمد روستا افزود: گردشگر مذهبى كسى است كه در سفر و زندگى موقت، متفاوت و متمايز خود، در جستجوى ارضاى انواع نيازها و خواستههاى گردشگرى بهويژه خواستههاى ارزشى، دينى و مذهبىاش است. وى با بيان اينكه گردشگر دينى، مخاطب ويژه، جاذبه و بازاريابى ويژه دارد، گفت: گردشگرى دينى يك پديده گردشگرىكاملا خاص است كه در استراتژى هاى علمى و بازرگانى به آن استراتژى بازار يابى بازار كوچكى از يك بازار بزرگ مىگويند. دكتر روستا با اشاره به "بازاريابى گردشگرى دينى" نياز گردشگر دينىرا مجموعهاى از ارزشها، خواستهها و ترجيحات خواند و گفت: اين نياز در افراد وجود دارد كه گاه تشخيص داده مىشود و گاه بايد با روشهاى بازاريابى تحريك لازم را به وجود آوريم. وى افزود: شايد عامل كليدى براى يك گردشگر زيارتى، جاذبههاى مذهبى باشد اما سرمايه گذارى در تمام مسير حركت آن گردشگر نياز است. وى معتقد است: اگر جاده ولايت بخواهد در امر گردشگرى موفق و اگر قرار است ايران در امر گردشگرى در هر يك از حوزهها از جمله در گردشگرى دينى فعاليت بكند، بايد با مديريتى مبتنى بر ارزش مشترك و فرهنگ ويژه عمل كنيم كه قطعا در غير اين صورت نمىتوان زير ساخت مختلفى را براى اهداف ديگر قسمتها ايجاد كرد. وى افزود: به دنبال اين ارزش مشترك، استراتژى يعنى تعيين اهداف دوردست، جهتگيرى، مسير حركت و چگونگى حركت در اين مسير براى دستيابى به آن اهداف دوردست مىباشد. وى بازاريابى گردشگرى زيارتى را يك محصول جديد خواند و گفت: محصول جديد در بازاريابى يك فرايند دارد كه مىتوان در اين خصوص به ريشهيابى، بيمهسنجى، تامين اقتصادى، نمونه سازى، حفظ بازاريابى و بازارى كردن اشاره كرد. روستا در پايان موفقيت گردشگرى دينى را نيازمند توانمندى، نظام بندى و قانونمندى دانست و گفت: اگر قرار است به گردشگرى دينى بپردازيم بايد با كليه عوامل مربوط به فرايند، خدمت و جاذبه جديد به صورت علمى برخورد كنيم.
***فرصتى براى بهرهورى فرهنگى - مسوول كميته علمى اين همايش كه در تالار اجتماعات اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان رضوى برگزار شد، گفت: گروه متشكل براى اين تحقيق شامل دو باستانشناس، يك تاريخدان، يك جامعه شناس، مردم شناس و يك نقشهبردار بوده كه در نهايت حاصل مطالعات گروه در دو جلد گزارش مكتوب و مصور تهيه شده كه نقشههاى مسير حضرت(ع) در آن نيز ترسيم شده است. وى اساس و فلسفه طرح و بررسى مسير تاريخى امام رضا(ع) را شناسايى مسايل فرهنگى راه (چه مادى و چه معنوى) از منظر علمى دانست و گفت: مسير اين جاده برخلاف نظر خيلىها، مسير سنتى يا جاده ابريشم نيست. ايشان از مسير مدينه از سمت جنوب، از خوزستان به استان يزد و از يزد به طبس و بردسكن، و از بردسكن به نيشابور و در واقع در نيشابور وارد مسير سنتى يا شاهراه بزرگ شرق يا جاده ابريشم شدند و مسير را به سمت مرو ادامه دادند. وى با بيان اينكه در صورت تحقق اين امر شايد براى اولين بار فرصت حضور امام رضا(ع) در خراسان تبديل به فرصتى شود كه مىتواند بهرهورى فرهنگى، اعتقادى، هنرى و اقتصادى داشته باشد، گفت: در تغيير مكانهاى ائمه اطهار كه كاملا حساب شده صورت مىگرفت، مسائل فرهنگى جدىتر از مسائل ظاهرى بود و امام رضا (ع) به اين مسائل نيز توجه داشتند.
***هجرت ابزارى براى حفظ مكتب و انتقال آن - دكتر هادى وكيلى در دومين نشست اين همايش هجرت را ابزارى براى حفظ مكتب و انتقال و انتشار آن عنوان كرد و گفت: معمولا در مورد ائمه اطهار و تغيير مكان زندگى آنان به تحولات طبيعى مراجعه مىكنيم. هجرت پيامبر بر همگان روشن است، اما پس از پيامبر(ص) و پس از به قدرت رسيدن ظاهرى حضرت على(ع) در سال ٣٦ هجرى قمرى حضور طيف مخالفان ايشان در مكه و بصره و پديد آمدن جريان جنگ جمل، حضرت على(ع) شهر كوفه را بر مىگزيند. وى افزود: كوفه مركز عراق جديد است كه ظاهرا علت آمدن حضرت على(ع) به اين شهر رفتارى سوقالجيشى بود و اين مكان مناسبترين جا براى جنگيدن با اهل بصره بود و بهترين پايگاه نظامى به شمار مىرفت. هر چند يكى از دلايل موفقيت امام(ع) در جنگ جمل انتخاب كوفه بود اما انتخاب ايشان قطعا بيش از يك انتخاب و موقعيت نظامى بود. وى به لزوم ايجاد يك پايگاه و بستر جغرافيايى براى رشد مكتب تشيع در آن زمان اشاره كرد و گفت: از نظر تاريخى هر مكتبى براى تثبيت و رشد خويش احتياج به يك پايگاه جعرافيايى دارد. حجاز پايتخت شيخين و شام پايتخت بنىاميه، با رشد و شهرت علم فلسفه در آلمان و جامعه شناسى در فرانسه كه اين پايگاه مىتواند تغيير كند اما در زمان حضرت على(ع) هيچ پايگاهى براى رشد و گسترش تشيع وجود نداشت و امام شهر كوفه را انتخاب كردند. وى شهر كوفه را به عنوان شهرى نوساز فاقد رسوب فرهنگى عنوان كرد و گفت: در مدينه با هزار سال رسوب فرهنگ جاهلى امكان تغيير فرهنگى نبود اما در شهرى نوساز همچون كوفه انتشار فرهنگ علوى مقدور بود. متمركز شدن شيعه در كوفه باعث حفظ آن از خطر بنىاميه و بنىعباس بود. وى افزود: هر چند در كوفه نسبت به اهل بيت و حضرت امام حسين(ع) بىوفايىهايى صورت گرفت اما ارادت مردم اين شهر نسبت به اهل بيت بيش از شهرهاى ديگر عراق بود. وى به ترك كوفه توسط امام حسن(ع) و استقرار در مدينه اشاره كرد و گفت: امام حسن(ع) پس از صلح كوفه را ترك مىكنند زيرا قصد انجام فعاليتهاى سياسى ندارند. فضاى كوفه فضاى متحد سياسى بود و قابليت كار فرهنگى را نداشت. وكيلى افزود: امام(ع) مدينه را ترجيح دادند زيرا از جهان اسلام هر كس به قصد حج مىرفت به مدينه نيز مراجعه مىنمود و امام در آنجا به علت دور بودن نسبى از شام (پايگاه بنىاميه) مىتوانستند كار خويش را تبيين و منتشر نمايند. وىگفت: امام حسين (ع) به سمت كوفه رفت زيرا كوفه آمادگى انتشار مكتب وى را پيدا كرده بود، ايشان چند ماه را در مكه به سر بردند كه پايگاه مناسبى بود اما هنگامى كه در آنجا احساس خطر نمودند به سمت كوفه رفتند .راى امام زنده يا شهيد، كوفه به عنوان پايگاه چندان اهميت نداشت و امام بهترين مسير را انتخاب نمودند. آمدن امام به سمت كوفه هر چند به شكست ظاهرى و شهادت منجر شد اما معرفت امام در محل شهادت وى پايگاهى براى تشيع ساخت و اين هدف امام(ع) بود. وكيلى به سالهاى ٦١ تا ١٤٠ هجرى قمرى و استقرار امام چهارم، پنجم و ششم در مدينه اشاره كرد و گفت: مدينه در شرايط عادىنسبت به كوفه آرامتر بود. همچنين از دستگاه خلافت در شام دور و محل رفت و آمد حاجيان بود، اين ٣ امام بزرگوار مكتب حديثى و تفسيرى خود را در پايگاهى آرام گسترش داده و شاگردان فراوان جذب نمودند. وى افزود: امام هفتم، هشتم، نهم و دهم نيز حوزه عراق را برگزيدند. امام موسى كاظم(ع) هر چند تا حدودى با اجبار رو برو شدند اما مىتوانستند در مدينه بمانند اما به عراق رفتند زيرا در آن زمان عراق مركز آمد و رفت بزرگان جهان اسلام بود، طيفها و گروها و فرق مختلف در آنجا پايگاه زده بودند. وى به پذيرش ولايتعهدى مامون توسط امام رضا(ع) در سال ٢٠٠ هجرى قمرى اشاره كرد و گفت: ولايتعهدى مامون براى شيعه بارگرانى بود و امام(ع) اين تهديد خطرناك عليه تشيع را پذيرفت، اما آن را به يك فرصت بزرگ براى شيعه تبديل نمود. از سال ٤١ هجرى و پس از صلح امام حسن(ع) تا سال ٢٠٠ هجرى، امامان از موقعيت سخن گفتن در ملاء عام بىبهره بودند و اينك پس از ١٦٠ سال مرو به عنوان مركز توجه در شرق، امام رضا(ع) تمامى تريبونهاى جهان اسلام را در اختيار گرفتند، به گونهاى كه دشمن مجبور شد به شكست خود اذعان نموده وامام را از سر راه خود بردارد.
***نمادگرايى در بازسازى جاده ولايت - استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت: در گستره انديشه دينى مجردترين انديشه دينى يعنى توحيد با نماد فيزيكى و مادى (كعبه) آمده است. حجت السلام و المسلين دكترالويرى، در سخنرانى خود با عنوان "نمادگرايى روش ملهم از سيره امام رضا(ع) براى بازسازى جاده ولايت" با بيان اين مطلب گفت: نمادها در شاخههاى مختلف علوم و هنر جايگاه ويژهاى دارند، نمادها در گستره دانش ارتباطى، فرهنگ دينى، جامعه شناسى و ... بكار مىآيند. وى نماد را هر چيزى كه توان انتقال يك محتوا را به شيوه خاص داشته باشد، توصيف كرد كه براى عدهاى معنادار باشد و افزود: نمادها با تقسيمبندىهاى متفاوت آيكونيك و غير آيكونيك در حالتهاى محدود و گسترده مىآيد. وى به قابليت فراوان نمادها در انتقال ارزشها اشاره كرد و گفت: نماد در جامعه شناسى واسطه انطباق و سازگارى با محيط زيست است؛ در فرهنگ دينى نيز زنار بستن اهل كتاب، دست افشاندن و پاى كوبيدن صوفيان و گنبدى بودن مساجد جايگاه نمادها را نشان مىدهد. وى افزود: در گستره انديشه دينى مجردترين انديشه دينى (توحيد) با نمادى فيزيكى و مادى (كعبه) مىآيد. در قرآن نيز ٣٨٢ بار كلمه "آيه" آمده است. وى به نمادگرايى در فعاليتهاى امام رضا(ع) در مسير مدينه تا مرو اشاره كرد و گفت: امام رضا(ع) در مسير خويش در نيشابور در محلى به نام "بلاشاواد" درخت بادامى مىكارند كه مردم ميوه آن را به قصد شفا بخورند، همچنين در محلهاى به نام "الفرينى" حوضچهاى را به منظور غسل مىسازند و در آنجا نماز مىگذارند كه هر دو مورد در ارتباط با نيازهاى عامه مردم است. وى به توان بالاى معمارى در انتقال پيامها اشاره كرد و گفت: معمارى و ساختن بنا ويژگىهاى دارد كه از آن جمله ماندگارى، پيوند با نيازهاى عامه مردم، توانمندى براى انتقال فضائل اهل بيت(ع)، توانمندى براى تقويت گرايش عاطفى مردم در فرهنگ سازى نسبت به اهل بيت(ع)، بهرهمندى از امكان استفاده از روش رمزنگارى مجدد، معطوف بودن به ارزشها براى رمزگذارى و دور بودن از خرافهها مىباشد. كعبه هر چند كه از جنس گل و سنگ است اما ويژگىهاى فوق را دارد و دستخوش تحريف نخواهد شد. وى به نمادگرايى در بازسازى جاده ولايت به ويژه بناها و معمارى تاكيد كرد.
***ساختار و تكنيك در زيبايىهاى دين - "محمود برآبادى" رييس هيات مديره انجمن نويسندگان كودك و نوجوان، هم در اين همايش موضوعات دينى، محتوا هستند و ما براى بيان آنها به اين ظرف احتياج داريم كه همان ساختار و تكنيك است . وى درباره وضعيت ادبيات دينى در عرصه كودك و نوجوان گفت: به نظر من در اين سالها و ارايه زيبايى غافل مانده ايم ، در حالى كه ما براى طرح زيبايى هاى دين در يك قالب هنرى ، نيازمند تكنيك و فرم هستيم . برآبادى در ادامه گفت : قصه، ساختار پيچيده و پنهانى در بيان محتوا دارد . اگر غير از اين بود گونههاى ديگرى به وجود مىآمد كه شايد آنها را گزارش قصه يا شبه قصه مىناميديم . به همين خاطر وقتى مىخواهيم از قالب قصه و داستان براى طرح زيبايىهاى دين استفاده كنيم بايد به بيان غيرمستقيم و در قالب هنرى بپردازيم .
***عرضى بودن يا نبودن زبان قرآن - همايش "ادله عرضى بودن زبان قرآن" و همايش تفاوت ديد زن و مرد و همايش تبيين انديشه هاى استاد مطهرى نيز سه همايش دانشگاهى بود كه در دو هفته اخير برگزار شد. - دكتر بستانى - عضو هيات علمى دانشگاه شهيد چمران اهواز - گفت: عرضى بودن به اين معناست كه آن زبان و كلامى كه در قرآن آمده همان زبانى است كه خداوند پيامبر (ص) را مورد خطاب قرار داده و زبانى است كه از نظر مفردات، تركيبات، ترفندهاى بلاغى و عناصر تشكيل دهنده زبان بين اعراب متعارف و توافقى بوده است. وى افزود: با خواندن آيهاى از قرآن به مفهوم آن پى مىبريم چون از نظر تركيبات و اعراض به زبان متعارف خودمان نزديك است. بستانى با تاكيد بر عرضى بودن زبان قرآن گفت: تمامى كلمات به كار رفته در قرآن را در زبان عام نيز مىتوان به كار برد كه اين مساله از خصوصيات زبان عرضى است. وى با اشاره به تلاش برخى براى نشان دادن غير عرضى بودن زبان قرآن گفت: بعضىها انتظارات خاصى از زبان قرآن دارند و مىخواهند تمام علوم و تاريخ اسلامى را از قرآن به دست آورند. در ديدگاه غير عرضى بودن قرآن، كلمات از معناى اصلى خود خارج مىشوند. عضو هيات علمى دانشگاه شهيد چمران اهواز با استناد به وجود ادله عقلى و نقلى در اثبات عرضى بودن زبان قرآن توضيح داد: انتخاب زبان غير عرضى و زبانى كه مردم بر روى آن توافق ندارند از طرف خداوند دور از انتظار است. غير عرضى بودن زبان قرآن بدان معناست كه قرآن مخصوص خداوند و افراد خاصى است كه از آن معناى خبر داشتهاند و افراد در روز قيامت بايد پاسخگوى اعمالى باشند كه معناى آن را نمىدانستند.
***پژوهش محورى به جاى حافظه محورى - حجت الاسلام مجتبى الهى خراسانى، پژوهشگر حوزه علميه مشهد در همايش "بايستههاى توسعه پژوهش در دانشگاه" در دانشگاه امام رضا(ع) مشهد با اشاره به وضعيت توليد علم در ايران گفت: بررسى وضعيت توليد علمى در ايران با توجه به بررسى شاخصهاى پژوهشى از جمله نسبت اعتبارات تحقيقاتى به بودجه عمومى و همچنين نسبت اعتبارات تحقيقاتى به توليد ناخالص ملى و تعداد پژوهشگران، بررسى انجمنها علمى و مجلات علمى و بررسى رشد شاخصهاى موقعيت بينالمللى پژوهشى در ايران ممكن است. وى در ادامه با تشريح هر يك از اين موارد رشد شاخصهاى كيفى پژوهش در ايران را بيش از رشد شاخصهاى كمى دانست و در ادامه ويژگىهاى بايسته در عوامل موثر بر نظام آموزشى را عامل محتواى آموزشى، استاد، دانشجو و دانشگاه ذكر كرد و با اشاره به كميتگرايى در انتقال علم، معطوف شدن آموزش به سمت تفكر خلاق را از عوامل موثر در رشد پژوهش و پرورش روح علمى و نه صرفا انتقال معلومات، تغيير مسير آموزشى از حافظه محورىبه پژوهش محورى و هدايت يادگيرى به سطوح عميقتر، تقويت كنجكاوى و انگيزه پرسشگرى، شكستن انحصار متن محورى در سنجش آموزشى و منظور كردن سهم پژوهش در سنجش و همچنين تنظيم حجم سرفصلها و متون به گونهاى كه استاد را در شيوههاى آموزشى خلاق محدود نسازد را از عوامل موثر در ارتقاى فرهنگ پژوهش عنوان كرد. وى درباره مراحل تكوينى پيشرفت يادگيرىشناختى گفت: دانش، فهم، كاربرد، تحليل، تركيب و سنتز چند نظريه براى ساخت نظريه جديد و ارزيابى به ترتيب باعث يادگيرى شناختى و غير رفتارى مىگردد. وى تصريح كرد: تغيير نگاه مديريت آموزش از ساختار محورى به محتوا محورى، تغيير نگاه فانتزى در پژوهش به نگاه جدى و از سر نياز، درجه بندى تحصيلات و امتيازات بيشتر براى اساتيد و دانشجويان پژوهشكده، دخالت دادن حلقه پژوهش در چرخه تصميمسازى، تسهيل دسترسى به اطلاعات و دانش مضبوط و نگاه كاركردى به منابع اطلاع رسانى، همچنين دامن زدن به تب پژوهشى و پرسشگرى و نقد و نظر، اتصال به حلقههاىتوليدى علم و مجامع علمى از مهمترين ويژگى بايسته در عامل سازمان يا نظام آموزشى (دانشگاه) مىباشد.
***جنگ و انقلاب مجراى ظهور تاريخ شفاهى - يك محقق دراولين همايش "پژوهشودفاع مقدس" گفت: جنگ و انقلاب مجراى ظهور تاريخ شفاهىاند كه در ايران با انقلاب آغاز شد. على رضا كمرىمحقق و پژوهشگر در اولين همايش پژوهش و دفاع مقدس در مورد تاريخ شفاهى و نقش آن در دفاع مقدس گفت: تاريخ شفاهى قالب نيست، بلكه منظر و روش است. همچنين معارض تاريخ غير شفاهى و كتبى نيست. كمرى افزود: امروز ٢٠ مركز در ايران و خارج از ايران در مورد تاريخ شفاهى فعاليت مىكنند. در مورد جنگ هم كار شبه تاريخى شفاهى انجام پذيرفته كه در قالب گردآورى خاطرات و روايات توسط سپاه پاسداران و جهاد دانشگاهى صورت گرفت. كمرى در قسمت ديگرى از سخنانش لزوم پرداختن به تاريخ شفاهى جنگ را يادآور شد و تصريح كرد: "زمان" عامل مهمى است كه با فرسايش اسناد زنده (انسانها)، سير تدوين تاريخ شفاهى جنگ را مخدوش مىكند. وى تصريح كرد: در تاريخ جنگ ٨ ساله از لحاظ فرهنگ شناختى با اعاده دوره چند هزار ساله مواجهيم. زير از نظر تكرار، بعيد است دوباره چنين امرى (جنگ) صورت مىگيرد. از اين رو بايد قدرى نگاه تاريخ شناسى به جنگ را تصحيح كرد.كمرى در پايان گفت: اگر سنگ سرد بتواند تاريخى باشد، چطور است كه انسان رونده و گويا و زنده نتواند تاريخ باشد. اين امر حاصل نمىشود مگر به داشتن چشمه تاريخى.
***بازنگرىنوشتههاى دفاع مقدس - يك محقق در اولين همايش "پژوهش و دفاع مقدس" گفت: بازنگرى در نوشتههاى پيرامون دفاع مقدس امرى لازم است.پژوهش هم باعث مىشود حقايق جنگ براىكسب تجارب آيندگان مطرح شود. امير مسعود بختيارى به تشكيل گروههاى كارى تدوين جنگ در ارتش و نيروى زمينى در حين جنگ و تشكيل گروه تاريخنگارى جنگ با عنوان "هيئت معارف جنگ" توسط شهيد صياد شيرازى اشاره و درباره آسيبشناسى پژوهش در عرصه دفاع مقدس گفت: پژوهش به مفهوم خود در زمينه دفاع مقدس انجام نشده است. آنچه هم كه تاكنون تهيه شده، بيشتر كتابهاىتوصيفى است. در صورتى كه پژوهش بر مبناى فرضيهاى و در جهت كشف حقايقى انجام مىپذيرد. وى ضرورت تعيين موضوعات پژوهشى در زمينه دفاع مقدس را يادآور شد و تصريح كرد: چرا كتاب هاى حوزه جنگ روز به روز خوانندههاى خود را از دست مىدهد و صرفا در چنين مجالسى به صورت مجانى اهدا مىشود؟ جواب اين است كه حالت يكنواخت و كليشهاى پيدا كردهاند.از اين رو لازم است كه فضاى نوشتن اين كتب عوض شود.
***تاريخ دفاع مقدس مبتنى بر واقعيات- همايش "پژوهش و دفاع مقدس" با قرائت بيانيهاى به كار خود پايان داد. در بخشى از اين بيانيه آمده بود: ما نمىخواهيم تاريخ نهايى دفاع مقدس را تدوين كنيم. بلكه مىخواهيم بسترى مناسب براى پژوهشگران و محققان كشور فراهم شود تا تاريخ دفاع مقدس مبتنى بر واقعيات، با شيوههاى علمى و به دور از تحريف و غلو به نگارش درآيد. بنابراين اهداف اين همايش و همايشهاى آتى پاسخ به پرسشهاى اصلى عرصه پژوهش و تحقيق در حوزههاى مختلف تاريخى دفاع مقدس است. پرسشهايى از قبيل آسيبشناسى، چشمانداز آينده و چالشهاى پيشرو و دهها پرسش ديگر كه اميد است با همت كارشناسان به پاسخهاى مناسب منجر گردد.
***فرهنگ و پيوندهاى سياسى و اجتماعى- اما همايش دو روزه "ارتباطات بين فرهنگى و سياست خارجى :رويكرد ايرانى" در دانشگاه تهران و در شش جلسه علمى به بررسى ارتباط ميان مقوله فرهنگ و سياست خارجى پرداخت. دكتر حسنعلى دروديان، رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران در اين همايش ردپاى فرهنگ را در تمامى امور زندگى بشر قابل تشخيص دانست و گفت كه فرهنگ، پيوندهايى ناگسستنى با امور مختلف اجتماعى و سياسى و امنيتى دارد و بدون بنمايههاى فرهنگى، حوزههاى حيات فردى و اجتماعى فاقد تاثيرگذارى خواهد بود چرا كه فرهنگ و هويتسازى در طول تاريخ زمينه بسيارى از همكارىها و همسازىها را فراهم آوردهاند. وى گفت: "فرهنگ و هويت كه در زبان، قوميت، نژاد و آداب و رسوم متجلى است در مقاطعى به درگيرىهاى جدى و اختلافات عديدهاى منجر شده كه همان سياسى شدن فرهنگ را متجلى مىسازد." رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران گفت :"پس از افول مباحث جنگ سرد كه فرهنگ نيز بخشى از آن را تشخيص مىداد، دو نگاه متعارض به فرهنگها و تمدنها يعنى برخورد تمدنها و گفتگوى تمدنها مطرح شدند." دروديان تاكيد كرد كه عرصه فرهنگ در تعاملى جديد با روابط بينالملل و سياست خارجى به سر مىبرند و درست به همين دليل است كه افراد بسيارى خط مشىهاى فرهنگى را در عرصه بينالمللى قابل تامل مىدانند و بر اين باورند كه دستاوردهاى فرهنگى ايران در ابعاد مادى و معنوى مىتواند مبناى همكارى و دوستىكشورها باشد.
***فرهنگ روبنا نيست - منوچهر محمدى ، معاون آموزشى و پژوهشى وزارت امور خارجه، انقلاب اسلامى ايران را انقلابى فرهنگى خواند و گفت كه مقولات فرهنگى در سياست خارجى ما نه به عنوان يك ابزار، بلكه به عنوان يك هدف در نظر گرفته شده است." محمدى در اين همايش از انقلاب فرانسه به عنوان انقلابى سياسى، از انقلاب روسيه به عنوان انقلابى اقتصادى نام برد اما انقلاب اسلامى ايران را انقلابى فرهنگى خواند و تاكيد كرد كه سياست خارجى نظام برخاسته از اين انقلاب نيز توجه بسيارى به مقوله فرهنگ دارد. وى گفت كه انقلاب اسلامى نمىخواست اسلام را به عنوان فرهنگى محدود در جهان مطرح كند، بلكه قصد داشت اهداف والاى آن را كه تعالى جامعه بشرى و ارتقاى كرامت انسانى است، به گوش جهانيان برساند. وى گفت كه در طول تاريخ اساسا فرهنگها و تمدنها با يكديگر جنگ و دعوايى نداشتهاند، اما صاحبان زر و زور و سلطه همچون ابزارى براى برآوردن منافع خود به فرهنگ نگريستهاند و افزود:"اين كه امروزه افرادى چون كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا معتقدند براىمبارزه با تروريسم بايد تفكر اسلامى را از بين برد، وجودنگاه ابزارى به فرهنگ مشابه با دوران جنگهاى صليبى را تاييد مىكند". به گفته محمدى يكى از مكاتبى كه مقوله فرهنگ را ناديده گرفت، نظام ماركسيستى بود كه فرهنگ را روبنا و اقتصاد را زيربناى جوامع مىدانست و درست به همين دليل كه اهميت فرهنگ را ناديده گرفت، محكوم به شكست شد. وى اضافه كرد:"گذشت ٧٠ سال از سلطه دنياىكمونيستى بر جوامع آسياى مركزى نشان داد كه فرهنگهاى اصيل جوامع هرگز از بين نمىروند و همين امر نشان مىدهد كه فرهنگ روبنا نيست،بلكه اصل و زيربناست چون فرهنگ همان هويت جمعىاست كه نمى شود آن را از جامعهاى گرفت."
***مزيت روابط بينالمللى فرهنگ - در ادامه همايش،محمود محمدى عراقى رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى با ارزيابى مثبت از برگزارى اين همايش با همكارى دانشگاههاى امامصادق(ع) و تهران خاطرنشان كرد:بايد اعتراف كنيم كه به طور كلى در كشور ما همكارىهاى بين دستگاههاى اجرايى و مراكز علمى در حد پايينى است و راه حل آن دست به كار شدن افراد مرتبط در حوزههاى اجرايى و حوزههاى آكادميك است و شكى در اين نيست كه در دنياى پيچيده كنونى براى پيشبرد اهداف يك نظام كه داراى اهداف فرهنگى و سياسى است، همكارى علمى بين دستگاههاى اجرايى و علمى و پژوهشىراهى اجتنابناپذير است. رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى با اشاره به اهميت فرهنگ در سياست خارجى كشورمان تصريح كرد:مزيت اصلى ما نيز در روابط بينالمللى فرهنگ است. امروز به دليل گستره ارتباطات جهانى و ضعيف شدن حربههاى مادى و مبتنى بر قدرت نظامى، سياسى يا اقتصادى، نقش فرهنگ به صورت غير قابل وصفى در سياست خارجى كشورها ظاهر شده است. وى با اشاره به نقش مهم فرهنگ در تصميمات سياست خارجى كشورها تصريح كرد: حتى آمريكا براى حمله به عراق خود را نيازمند ارائه يك توجيه فرهنگى و فلسفى مىداند و تصريح مىكند كه مىخواهد براىاستقرار دموكراسى به عراق حمله كند كه اين نشان دهنده نقش فرهنگ در حوزه سياست خارجى است. محمدى عراقى با اشاره به اينكه از دهه ١٩٢٠ به بعد، دولتها بيش از قبل به نقش فرهنگ در روابط بينالمللى پى بردند اظهار داشت: از اين تاريخ به بعد دولتها مرزهاى خود را مرز فرهنگى با كشورها قرار دهند. اتفاقاً در مورد ايران نيز شما به خوبى مىدانيد كه قلمرو فرهنگى ايران نسبت به قلمرو جغرافيايى آن بسيار وسيعتر است و شعر و ادبيات آثار ايرانى در فضاى فرهنگى ايجاد شده از سوى ايران در بسيارى كشورها گسترده شده است. نبايد اجازه داد كه اين ميراث ادبى و فرهنگى رو به افول بگذارد يا كمرنگ شود. محمدى عراقى با اشاره به گفتوگوهاى مابين سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى با كليساى واتيكان و كليساهاى ارتدوكس خاطرنشان كرد: به جايى رسيدهايم كه بتوانيم در زمينه تعاملات فرهنگى نظريهپردازى كنيم و اين جز با همكارى بين مراكز علمى و اجرايى ممكن نيست.
***فهم فرهنگهاى ديگر و ايجاد شرايط صلح - پروفسور "رولاند پيچ" با ارايه مقاله "مبانى مابعدالطبيعه فرهنگ و اهميت آن براى سياست خارجى" گفت : فرهنگ به طور كلى در "صورت بخشيدن " به دنيا و زندگى انسانها دريافته مىشود و بنيانها و شرايط سازنده جريانهاى گوناگون اين صورت بخشى در معنا و تعريف انسان نهفته است. وى اظهار داشت: فرهنگهاى بزرگ بشرى بر وحى الهى بنا نهاده شده و ابتدا با آن عالم، خود را صورت بخشيده است، اين نوع فرهنگ در باطن و كنه خود همواره به نحو طولى در امتداد امر مطلقى قرار دارد و در آن منظر طولى، زندگى انسانها را در سطوح عرضىصورت و نظم مى بخشد. وى، با اشاره به اينكه فهم فرهنگهاى ديگر به معناى ايجاد مقدمات و شرايط صلح و وحدت انسانها با يكديگر است، يادآورشد: اگرانسان از اين طريق فرهنگ خودى را بشناسد، در اين صورت به شناخت ريشه مشتركى مىانجامد كه همه انسان ها از آن نشات مىگيرند و بدان نيز باز مىگردند.
***بازگشت دوباره جهان به دين و دين شناسى- "سيدمصطفى احمدزاده" عضو هيات علمى پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامى انسانى هم با ارايه مقاله "ايران، كانون مبادلات دينى شرق و غرب" گفت: سرزمين ايران به سبب موقعيت خاصى كه در محل تقاطع تمدنها و فرهنگهاى حوزه بينالنهرين و مديترانه با تمدنهاى ماوراى سند و ماوراى جيحون داشته از ديرباز محل ظهور و تصادم عقايد و اديان گوناگون بوده است. وى افزود: پس ازدوران باستان نيز ايران و ايرانيان نقش عظيمى در مبادلات دينى جهان ايفا كرده است. وى يادآورشد: ظهور انقلاب اسلامى ودعوت جهانيان به پيروى از دين و آموزه هاىوحيانى در گستره روابط اجتماعى و ارتباطات انسانى بار ديگر ايران را به عنوان سمبل پيادهسازى نظام دينى در عرصه حكومت و عمل در كانون توجه جهانيان قرار داد. به عقيده وى، موج روز افزون گرايش به اسلام دراقصى نقاط جهان، سير صعودى مطالعات شرق شناسى، دين شناسى و انسان شناسى با گسترش رشتههاى مختلف علوم انسانى نشانگر بازگشت دوباره جهان به دين و دين شناسى است.
***مدلهاى تعاملى همگرا- همچنين "حسن بشير" عضو هيات علمى دانشگاه امام صادق (ع) با ارايه مقاله "مدلهاى تعاملى همگرا در روابط فرهنگى، سياسى، مردمى و دولتى در داخل و خارج مرزها" گفت: عصر جهانىشدن عصر ارتباطات همه جانبه در تمامى زمينههاى ممكن بشرى است. وى افزود: چگونگى اين روابط و شدت و ضعف آنها علاوه بر آنكه با كميت و كيفيت ابزارهاى تكنولوژيكى و ساختارهاى سازمانى درونى و بيرونى كشورها در ارتباط است ، شكل و حجم اين روابط تابعى از نحوه قرار گرفتن عوامل موثر در اين زمينه و كيفيت تعامل آنها با يكديگر است.
***ابزارهاى فرهنگى در پيشبرد ديپلماسى- "محمد حسن خانى" مدير گروه روابط بينالمللى دانشكده معارف اسلامى و علوم سياسى دانشگاه امام صادق (ع) نيز با ارايه مقاله "نقش فرهنگ و ابزارهاىفرهنگى در طراحى و پيشبرد ديپلماسى" گفت: اگرديپلماسى را فن مديريت تعامل با جهان خارج از سوى دولتها بدانيم، ابزارها و مكانيسمهاى متعددى براى اعمال اين مديريت مىتوان به كار گرفت. وى اظهار داشت: از آنجا كه ملاحظات سياسى، اقتصادى و امنيتى به طور سنتى سه حوزه بنيادين در مباحث سياست خارجى را تشكيل مىدهد لذا در عرف نظام بينالملل سياست خارجى كشورها با هدف تامين منافع ملى كشور در اين سه حوزه طراحى و اجرايى مىشود. وى تصريح كرد: به باور بسيارى از دانشمندان و صاحب نظران علم روابط بينالملل، فرهنگ و مولفههاى فرهنگى ركن چهارم سياست خارجى را تشكيل مىدهد كه در اغلب مواقع لايههاى زيرين سه حوزه ديگر نيز از آن منبعث مىشود.
***فرهنگ و جهانگردى معاصر - همچنين "محمدهادى همايون" عضو هيات علمى دانشگاه امام صادق (ع) با ارايه مقاله "جهانگردى درايران ميان اقتصاد و فرهنگ" گفت: جهانگردى در آغاز هزاره سوم ميلادى به عنوان يكى از مهمترين فعاليتهاى بشرى شناخته شده و در ايران نيز پس از گذشت فراز و نشيبهاى بسيار اين مساله در دوره كنونى مورد توجه جدى قرار گرفته است. وى، با اشاره به اينكه در جهان معاصر اهميت نقش ارتباطى جهانگردى در مقابل سيطره رسانههاى توده قابل انكارنيست، اظهارداشت: مساله اساسى دراين ميان ابهام و اختلافى است كه ميان سياستگذاران كشور در زمينه تبيين هدف از توسعه جهانگردى وجود دارد. وى تصريح كرد: برخى جهانگردى را پديدهاى اقتصادى و جايگزينى مناسب براى نفت مىدانند كه كاركردهاى مثبت فرهنگى نيز دارد و عدهاى هم آن را يك ارتباط مستقيم و ميان فرهنگى و يك ضرورت براى ايران مىدانند كه مىتواند منافع اقتصادى قابل توجهى به دنبال داشته باشد. همايون افزود: مطالعات جهانى نشان مىدهد كه لزوما در همه كشورها توسعه جهانگردى درآمد سرشارى را نصيب مردم اين كشورهانمىكند،براين اساس نمىتوان هدف كشورهاى فعال در صحنه جهانگردى معاصر را تنها منافع اقتصادى حاصل از آن دانست. وى افزود: مطالعه سير تحول جهانگردى در زندگى بشر نيز نشان مىدهد كه اين فعاليت همواره در طول تاريخ با انگيزهها و منافع فرهنگى پيوند نزديك ترى داشته است.
***مدرنيزه شدن با هويتى چينى- "مرضيه دشتكى" يكى از كارشناسان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى نيز با ارايه مقاله "فرهنگ چين در مواجهه با سنت، مدرنيسم و فرا مدرنيسم" گفت: كشور چين كه يكى از غنىترين تمدنهاى بشرى را داراست در قرن بيستم با غرب آشنا شد و در روند مدرنيزه شده قرار گرفت اما در اين روند هيچ گاه فرهنگ اصيل خود را فراموش نكرد. وى اظهار داشت: چين فرهنگ سنتى خود را مبنا و زيرساخت مدرنيزاسيون قرار داد و تلاش كرد كه مدرنيزه شدن را با هويتى چينى تجربه كند. در حالى كه هنوز مدرنيزاسيون به شكل كامل در اين كشور پا نگرفته است، پست مدرنيزم افكار روشنفكران را سخت مشغول ساخته و حتى خارج از محافل روشنفكرى هم نمودهايى يافته است.